مرتضى راوندى

225

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پيشينيان از براى تنبيه خوانندگان به تمثيلات ناقص قناعت جسته‌اند ، مىخواهى نامش را كليلهء بهرامشاهى و انوار سهيلى بگذار و مىخواهى نگارستان و مرزبان‌نامه بگوى . . . همه از اين معنى دقيق غفلت ورزيده‌اند كه حكايت شير و روباه تا چه مقدار مايه تنبيه و عبرت وزير و شاه تواند بود و قصه موش و خرگوش تا چه حد مايهء بيدارى و غيرت درويش و گدا خواهد بود . . . اصلاح اخلاق يك ملت مواظبتى دائم و ممارستى شديد و تربيتى مستمر و همتى بزرگ مىخواهد ، از دو كنايت مبهم و عبارت مغلق ، مثل ناقص ، نصيحت موهم ، چه تأثير به ظهور تواند رسيد . » ميرزا آقا خان ترجمهء كتاب حاجىبابا را از اين جهت كه اخلاق و عادات ملت ايران را مورد انتقاد قرار داده است مىپسندد . انتقادش از شاعران ، خيلى تندتر از آن است كه دربارهء نويسندگان ، نقل كرديم . . . به اعتراض مىپرسد : « بايد ديد ، نهالى كه شعراى ما ، در باغ سخنورى نشانده‌اند چه ثمر دارد ؟ و چه نتيجه بخشيده است آنچه مبالغه و اغراق گفته‌اند ؟ نتيجه‌اش ، مركوز ساختن دروغ ، در طبع سادهء مردم بوده است ، آنچه مدح و مداهنه كرده‌اند ، اثرش تشويق وزرا و ملوك به انواع رذايل و سفاهت شده است ، آنچه عرفان و تصوف سروده‌اند ، ثمرى جز تنبلى و كسالت حيوانى و توليد گدا و قلندر و بيعار نداده است ، آنچه تغزّل گل و بلبل ساخته‌اند ، حاصلى جز فساد اخلاق جوانان نبخشوده است و آنچه هزل و مطايبه بافته‌اند ، فايده‌اى جز رواج فسق و فجور نكرده است ؛ همهء قصايد عنصرى و فرخى و اشعار عرفانى و صوفيانه لاهوتى و شيخ عراقى و مغربى ، مداهنات انورى و ظهير و رشيد و كمال ، ابيات عاشقانهء سعدى و همام و هزليات و مطايبات سوزنى و سنايى و نفس درازيهاى صبا و نازك‌بنديهاى شهاب و . . . قاآنى است كه اخلاق ملتى را فاسد گردانيده و حبّ فضيلت را از طبع مردم ايران محو كرده است . . . در جميع شاعران ايران يك نفر استثناست و خدمت به ملت ايران كرد و او فردوسى پاكزاد است كه همه دادمردى و دانش داد . » « 1 » تمام حمله‌هاى تند ميرزا آقا خان به نويسندگان و شاعران در دو جهت مىباشد : يكى در شيوهء بيان و ديگر در موضوع و مقصد سخنورى او كه همه علوم و فنون را از نظرگاه رابطهء آنها با اجتماع مىسنجد ؛ براى هنرمندان و سخنوران تقيّد مدنى قائل است و معتقد است كه هدف نويسندگان و شعرا بايد « تنوير افكار و رفع خرافات و بصير ساختن خواطر و تنبيه غافلين . . . و عبرت و غيرت و حب وطن و ملت باشد ، اين كارى است كه

--> ( 1 ) . سالارنامه ص 7 .